علل عدم حضور نظامی ناتو در خاورمیانه و شرایط - دانلود رایگان



دانلود رایگان

دانلود رایگان
علل عدم حضور نظامی ناتو در خاورمیانه و شرایط تسهیل کننده حضور این اتحادیه در آیندهچکیده
پایان نامه حاضردرصدد پاسخگویی به این پرسش است که چگونه و تحت چه شرایطی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)به صورت یک نهاد امنیتی در خاورمیانه حضور نداشته. علی رغم اینکه قدرت های بزرگ این پیمان مانند انگلیس، فرانسه، آلمان و ایالات متحده آمریکا به صورت جداگانه از دیرباز در منطقه حاضر بودند و تحت چه شرایطی اینک ابتدا به صورت خزنده و سپس به صورت فعال زمینه حضور خود را در خاورمیانه و خلیج فارس فراهم نموده اند. تزاین پایان نامه بر اساس مکتب رئالیسم درصدد تایید این ادعا است که در دوران نظام دو قطبی هر یک از قطب ها حوزه تحت نفوذ قطب را دیگر را محترم می شمرد و از دخالت در حوزه رقیب اجتناب داشت اما پس از فروپاشی نظام دو قطبی و خلاء ناشی از حذف اتحاد جماهیر شوروی، رهبری ناتو یعنی ایالات متحده آمریکا ابتدا به صورت یک جانبه و سپس با هماهنگی اعضای ناتو دخالت در کشورهای اروپای شرقی و آسیا و خاورمیانه را آغاز نموده است و در این میا ن خاورمیانه با توجه به اهداف ایالات متحده آمریکا که جلوه های آن در منشور ناتوتبلور یافته است، منطقه ای بسیار حساس از لحاظ موقعیت استراتژیک و ثروتمند از لحاظ منابع معدنی است، به ویژه منابع فسیلی انرژی نفت و گاز. و حضور در منطقه اگر به صورت یکجانبه امکان نداشته باشد به صورت جمعی در چارچوب ناتو شرط لازم برای ادامه نفوذ امریکا در جهان است.



فهرست مطالب
فصل اول: طرح تحقیق ...................................................................................
فصل دوم: تاریخچه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ...................................................
فصل سوم: دلایل عدم حضور ناتو درخاورمیانه ......................................................
فصل چهارم: گسترش ناتو به شرق و اهداف آمریکا .................................................
فصل پنجم" زمینه های حضور ناتو در خاورمیانه .....................................................
نتیجه گیری پژوهش ........................................................................................
فهرست منابع ................................................................................................



مقدمه
پژوهش حاضر درصدد بررسی عدم حضور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در خاورمیانه بوده و لیکن زمینه های حاضر این سازمان را ابتدا بصورت خزنده و سپس به صورت بالفعل وعده می دهند.
سطح تحلیل این پژوهش، کلان (System level) و زیر کلان یا منطقه ای Sub system) )می باشد. اگر چه اعضاء قدرتمند این سازمان مانند انگلستان فرانسه، آلمان و آیالات متحده امریکا در دو قرن گذشته هر یک در پی اهداف و منافع خود در منطقه خاورمیانه حضور داشته اند و حتی با یکدیگر تضاد منافع در رقابت داشته اند لیکن پس از تشکیل ناتو به صورت یک سازمان امنیتی هرگز به خاورمیانه کشیده نشدند. ناتو درنظام دو قطبی متولد می شود و رهبران دو قطب یعنی امریکا و اتحاد جماهیر شوروی هر یک به بخشی از خاورمیانه تسلط پیدا می کند و هر دو ابر قدرت حوزه استحفاظی رقیب را محترم شمرده و نیازی به ورود ناتو یا سازمان رقیب آن ورشو نمی بیند. لیکن پس از فروپاشی نظام دو قطبی و پیدایش خلاء قدرت در مناطق تحت نفوذ شوروی امریکا حتی الامکان صورت یک جانبه و یا در غیاب مشروعیت یک جانبه گرایی ناتو را به عنوان ابزار برای نیل به اهداف خود ابتدا به صورذت محدود و بالقوه و سپس به صورت بالفعل به منطقه وارد می نماید.
جهت بررسی تایید این ادعا پایان نامه در پنج فصل طراحی شده است:
فصل اول پس از طرح واژگان و مفاهیم کلیدی به سازماندهی پژوهش اختصاص دارد که پس از مقدمه ای کوتاه به بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی می پردازد. یک مطالعه افقی از ادبیات موجود ارائه شده و در آن غیاب مطالب مربوط به خاورمیانه خاطر نشان می گردد و این خود نوآوری پژوهش حاضر را نشان می دهد که هیچیک از آثار فوق الذکر به آن نپرداخته اند. لذا اهداف و اهمیت موضوع ارائه می شود که بواسطه آن سوال اصلی و فرضیه اصلی مطرح می گردد. پژوهش حاضر مانند هر تحقیق دیگر دارای محدودیت بوده و آن نیز بیان می گردد. در رهیافت نظری به مکتب های رئالیسم، لیبرالیسم و اجمالاً به سازه انگاری توجه شده اما رئالیسم به عنوان نظریه مناسب جهت توصیف (Description)؛ توجیه (Explanation) و پیش بینی (Prediction) برگزیده می شود در نهایت جنبه های کاربردی تحقیق در نهادهای جمهوری اسلامی ایران ارائه می گردد و فصل با یک جمع بندی کوتاه خاتمه می یابد.
فصل دوم تاریخچه ناتو رادر سالهای نخستین، دوران جنگ سرد، تحولات پس از فروپاشی نظام دو قطبی و سپس آثار حادثه 11 سپتامبر 2001، حضور تاریخی اعضاء ناتو مانند پرتغال، هلند، فرانسه، انگلستان، آلمان و ایالات متحده امریکا ارائه شده و سپس یک نتیجه گیری مختصر تنظیم می گردد.
فصل سوم به دلایل عدم حضور ناتو در منطقه خاورمیانه توجه داشته و منافع آمریکا را در حمایت از اسرائیل، پیش گیری از نفوذ اتحاد شوروی ،دسترسی به منابع انرژی، تجارت با منطقه خاورمیانه، اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک ان از یک طرف و از طرف دیگر عدم اجماع در داخل ناتو، هزینه های مالی و نظامی توضیح داده می شود و حساسیت منطقه نسبت به بیگانگان و نیز عدم شرایط مورد نظر در میان کشورهای خاورمیانه جهت الحاق به ناتو و نیز غیاب یک دلیل موجه برای توجیه اصل دخالت از موارد مهم برای ایجاد منافع بر سر راه ناتو جهت ورود به خاورمیانه بوده است.و در پایان فصل یک جمع بندی مختصر ارائه می گردد.
فصل چهارم گسترش خزنده ناتو به شرق مورد نظر بوده و هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی، اقتصادی بررسی می شود و نشان داده می شود که چگونه آمریکا ابتدا ناتو را به اروپای شرقی وارد می نماید و دراین رهگذر با نشست های بروکسل و مادرید عرصه فعالیت های خود در شرق را نهادینه می نماید. حادثه 11 سپتامبر 2001 باعث می گردد امریکا اصل دخالت را در هر چهار زمینه ادعائی سازماندهی کند یعنی:
الف) حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه و دموکراسی
ب) اشاعه سلاح های کشتار جمعی و سلاح های هسته ای
ج) تروریسم به ویژه تروریسم دولتی
د) جنگ داخلی
مضافاً در خصوص خاورمیانه، مخالغت کشورهای مسلمان مانند ایران با صلح و خاورمیانه را بر چهار زمینه فوق افزون می نماید. در خاتمه یک جمع بندی کوتاه ارائه می شود.
فصل پنجم به زمینه های حضور بالفعل ناتو در خاورمیانه می پردازد و نشان داده می شود که این سازمان موقعیت تک تک کشورهای خاورمیانه را چگونه می پندارند. حضور اعضاء مهم ناتو مانند امریکا و انگلستان در عراق، لیبی و تعامل آن با بحران سوریه بررسی می شود و سپس یک نتیجه گیری کوتاه ارائه گردد. پایان نامه با یک نتیجه گیری کلی خاتمه یافته و سپس فهرست منابع، پیوست ها، نقشه ناتو و منشور این سازمان به صورت پیوست الحاق می گردد.




فصل اول

طرح پژوهش


مقدمه فصل اول
درفصل حاضر منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی تجزیه، تحلیل و تفسیر می شود. منشور هر معاهده حاوی اصول، هنجارها و قواعد و رویه های تصمیم گیری آن معاهده می باشد. از این رو چهارده ماده منشور ابتدا بررسی می شود و سپس رهیافت رئالیست ها و لیبرال ها را در رابطه با فلسفه وجودی ناتو، میزان همکاری دامنه همکاری اعضاء ناتو در اروپا و نیز در رابطه با اهداف سازمان ملل متحد مد نظر قرار می گیرد و سپس یک جمع بندی در نه محور ارائه می گردد. در ادامه فصل ادبیات موجود که توسط صاحب نظران ناتو تولید شده است مورد بررسی قرار می گیرد. این فصل سپس به هدف پژوهش، اهمیت موضوع، مسئولان اصلی، فرضیه اصلی، محدودیت پژوهش، رهیافت نظری، تعریف واژگان، مفاهیم کلیدی وکاربرد پژوهش می پردازد.

تعریف واژگان و مفاهیم کلیدی
خاورمیانه: خاورمیانه منطقه ای است که سرزمین های میان دریای مدیترانه وخلیج فارس را شامل می شود. خاورمیانه بخشی از آفریقا-اوراسیا و آفریقای شمالی شمرده می شود. زبان های اصلی این منطقه فارسی،عربی،ترکی،کردی،عبری و آسوری است. کشورهای ایران،عراق، مصر، سوریه، بحرین، الجزایر، افغانستان، اسرائیل، اردن، کویت، لبنان، لیبی، مراکش، عمان، قطر، عربستان سعودی، سودان، تونس، ترکیه، امارات و یمن کشورهای عضو این منطقه محسوب می گردندThe Middle East an) North Africa،1984).
ناتو: سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(North Atlantic Treaty Organization)در 4 آوریل 1949 با مشارکت 12 کشور ایالات متحده امریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ، ایسلند و پرتغال در واشنگتن به امضا رسید. این پیمان یک پیمان دفاعی-نظامی محسوب می شود که در دوره جنگ سرد بر علیه تهدید شوروی منعقد شد (عسگرخانی،1383:140).
منطقه: بنا به تعریف شورای اتحادیه اروپا منطقه به معنای سرزمینی است متجانس،از لحاظ وسعت و حدود و ثغور بالنسبه متوسط که بتوان آن را از لحاظ جغرافیایی مشخص نمود (Amayesh،2010 ).
امنیت: تعریف امنیت در قانون نبود تهدید است.در گذشته های دور امنیت فقط به معنی نبود تهدید نظامی تلقی می شد.ولی امروزه مولفه های امنیت زیاد شده وتمامی ابعاد سیاسی،فرهنگی،اجتماعی واقتصادی را شامل می شود ویا به عبارت دیگر، توان یک ملت یا یک فرد در حفظ ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی را امنیت می گویند(Babai،1390).
بازدارندگی: بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشگیری از اقدام خصمانه دشمن صورت می گیرد. دکترین بازدارندگی پس از جنگ جهانه دوم و در دوران جنگ سرد برای تعادل و توازن اتمی بین دو ابرقدرت آمریکا وشوروی و ممانعت از جنگ هسته ای طرح ریزی شد(Bashgah،2010 ).
جنگ سرد:اصطلاحی است که به دوره ای از تنش ها،کشمکش ها و رقابت ها در روابط ایالات متحده امریکا ، شوروی و هم پیمانان آنها در طول دهه های 1940 تا 1990 اطلاق می شود(Wikipedia،2011 ).
موازنه قدرت:زمانی که تعداد کثیری ازملل با میزان مختلف از قدرت با یکدیگر متحد شوند به طوریکه هیچ ملتی به تنهایی یا گروهی از ملل به آن اندازه قوی نشوند که بتوانند سایرین را ببلعند.زیرا قدرت این ملل را قدرت گروه مخالف موازنه داده است(سیف زاده،1383: 56).
اقتصاد سیاسی:به معنای بررسی مسایلی که مورد علاقه علم سیاست و علم اقتصاد هر دو هست. اقتصاد سیاسی در پی فهم روابط متقابل میان نیروهای سیاسی و اقتصادی و تاثیر آن روابط بر تشکیل سیاست های اقتصادی است،همچنین اثیر وضع اقتصادی بر حکومت های منتخب مردم در این شاخه بررسی می شود( Magiran،1390 ).
آینده: بعدی از هستی است که در فراسوی لحظه حال گسترش می یابد و هم چون اصلی در انجام اقدامات در نظر گرفته می شود. این مفهوم برخورداری از طرح،اهداف،نیات،غایات و مفاهیم را برای انسان به همراه می اورد( Policyanalysis،2011 ).
دلیل: دلیل از ریشه دل به معنی "هر چیزی که شخصی را به سوی آن راهنمایی کند" می باشد و در لغت به معنای برهان،حجت،جهت،راهنما،سبب،طریق و نشانه آمده است.


بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتيك شمالي:
منشورسازمان پیمان آتلانتیک شمالی در 4آوریل1949 تنظيم گرديد و داراي 14 ماده و يك مقدمه كوتاه استکه در آن به اصول و اهداف اين سازمان مي پردازد. اين معاهده براي تحقق بخشيدن به اصول و اهداف منشور سازمان ملل متحد تكيه نموده و آن را از اهداف اوليه خود مي داند. بنابراين خود را بازوي صلح و امنيت سازمان ملل متحد تلقي مي نمايد. در ادامه يعني در پاراگراف دوم منشور به اهداف ثانوي يعني ارتقاء حقوق بشر، دموكراسي و حقوق فردي است می پردازد كه از اهداف ديگر منشور سازمان ملل است ، هدف سوم آن ارتقاء ثبات و امنیت منطقه آتلانتيك شمالي مي باشد و بالاخره اين سازمان خود را به عنوان يك رژيم امنيت دسته جمعي براي صلح و امنيت تلقي مي كند.
اين معاهده در ماده اول خود همانند منشور سازمان ملل متحد حل و فصل مسالمت آميز اختلافات را مقرر مي دارد و اين امر قبل از هرگونه اعمال زور توصيه مي گردد.
در ماده دوم ميل به صلح و امنيت بين المللي را از طريق تقويت نهادهاي آزاد توصيه مي نمايد. مضافاً در همين ماده با ديدگاه كاركردگرايي سياست هاي اقتصادي بين الملل را جهت توسعه همكاري پيشنهاد مي نمايد همانطوري كه در مكتب ليبراليسم اقتصادي توصيه شده است. اين سازمان معتقد است تعامل اقتصادي در سطح نظام بين الملل باعث همكاري شده و اين همكاري به بخش صلح و امنيت بين المللي سرايت خواهد كرد.
در ماده سوم جهت جلوگيري از منازعات مسلحانه به دكترين خودياري موثر و كمك هاي دو جانبه و ابتكارات شخصي تكيه مي كند.
در ماده چهارم به اصل مشورت در درون سازمان مي پردازد و طرف هاي معاهده و هر آنگاه كه احساس كنند قلمرو خاكي آنها، استقلال سياسي و امنيت شان تهديد شده بايستي با يكديگر مشورت نمايند.
در ماده پنجم مهم ترين اصل امنيتي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي مطرح مي گردد اين اصل عبارت است از دكترين All against one . يعني هر گاه حمله اي مسلحانه به يكي از اعضاي اين سازمان در اروپا يا امريكاي شمالي صورت گيرد اين حمله مي بايستي به مصابه حمله به ساير اعضا تلقي شود و همگي درصدد رفع متجاوز برآيند. هر يك از اعضا موظف مي شود هر اقدامی را كه لازم مي داند از جمله استفاده از نيروهاي مسلح براي برقراري امنيت در منطقه آتلانتيك شمالي اسنجام دهد.اين اقدام مي بايستي به شوراي امنيت سازمان ملل گزارش شود چرا كه اين اقدام مطابق ماده51 منشور سازمان ملل متحد اعمال مي گردد. اين اقدامات زماني خاتمه مي يابد كه شوراي امنيت اقداماتي را براي برقراري صلح و امنيت بين المللي انجام داده باشد.
ماده ششم،دامنه ماده5را روشن مي نمايد. مطابق تعريف اين ماده حمله به يك يا اعضاي بيشتري از طرف هاي معاهده شامل حمله به قلمرو خاكي طر ف ها در اروپا يا آمريكاي شمالي يا مناطق تحت الحمايه فرانسه در الجزاير يا اشغال نيروهاي طرفين در اروپا يا در جزايري كه در حوزه صلاحيت هر يك از طرفين در آتلانتيك شمالي و يا شمال مداررأس سرطان است و يا حمله به كشتي ها يا هواپيماهاي هر يك حمله به تمام اعضا تلقیمی شود.
ماده هفتم مقرر مي دارد كه اين معاهده نبايد به نحوي تفسير شود كه با حقوق و تعهدات مندرج در منشور سازمان ملل متحد منافات داشته باشد.
ماده هشتم طرف هاي اين معاهده را مكلف مي نمايد كه هيچگونه تعاملات بين المللي با طرف هاي ديگر كه به نحوي با مقررات اين معاهده در تضاد باشد وجود نداشته و متعهد مي شود هيچگونه تعامل بين المللي را كه با اين معاهده منافات داشته باشد در آينده منعقد ننمايد.
ماده نهم تشكيل شورايي را مقرر مي دارد كه به موجب آن معاهده بتواند به اجرا درآيد. شورا مي تواند هر زماني با قيد فوريت تشكيل شود و مي تواند ارگان هاي فرعي خود را مانند كميته دفاعي براي اجراي ماده 3 و 5 تشكيل دهد.
ماده دهم عضويت كشورهاي ديگر اروپايي را پيش بيني مي نمايد و مقرر مي دارد طرف ها با توافق آراء مي توانند ساير كشورهاي اروپايي را دعوت نمايند تا به اين معاهده بپيوندد و آن كشور متقاضي مي بايستي اسناد الحاق خود را به دولت ايالات متحده آمريكا تسليم نمايد.دولت ايالات متحده آمريكا به تك تك طرف هاي معاهده اطلاع مي دهدد كه اين قبيل اسناد الحاق به سازمان پيمان آتلانتيك شمالي سپرده شده است.
ماده یازدهم تصويب معاهده را مقرر مي نمايد، كه به موجب آن هر كشور عضو جديد مي بايستي پس از امضا آن رابه تصويب مجلس زيربط مطابق قوانين اساسي آن كشور برساند و سند تصويب شده مي بايستي به دولت ايالات متحده تحويل داده شود تا آن كشور به ساير اعضا اطلاع دهد. به محض تصويب از ناحيه اكثريت امضاكنندگان از جمله تصويب بلژيك، كانادا، فرانسه، لوكزامبورگ، هلند، انگليس و ايالات متحده آمريكا معاهده نافض مي گردد.
ماده دوازدهم بازنگري معاهده را پس از 10 سال و يا در هر زماني پس از آن پيش بيني مي نمايد اين بازنگري با توجه به فاكتورهايي خواهد بود كه صلح و امنيت در منطقه آتلانتيك شمالي تأثير خواهد گذاشت. منجمله توسعه ترتيبات بین المللی و منطقه اي به موجب منشور سازمان ملل متحد كه براي حفظ صلح و امنيت بين الملل لازم باشد.
ماده سیزدهم خروج از معاهده را پيش بيني مي كند و مقرر مي دارد پس از اينكه معاهده 2 سال از اجرايش گذشت هر طرفي مي تواند پس از ابلاغ يك ساله به دولت ايالات متحده آمريكا از معاهده خارج شود كه آمريكا بايستي به كليه اعضاء اطلاع دهد.
ماده چهاردهم زبان حاكم بر معاهده را اشعار مي دارد و مي گويد اين معاهده به دو زبان انگليسي و فرانسه نوشته شده كه هر دو داراي يك اعتبار است و مي بايستي در آ رشيو ايالات متحده آمريكا باقي بماند و نسخه هاي تأييد شده آن توسط آمريكا به ساير اعضا ارسال خواهد شد(491-494:1984 INIS. L.CLAUDE)
چنين برمي آيد كه منشور سازمان ملل داراي ماهيت منطقه اي (اروپا، آ مريكاي شمالي) و نيز با توجه به مأموريت اعلامي خود در جهت اجراي اهداف سازمان ملل داراي ماهيت بين المللي مي باشد، ناتو در خصوص مأموريت اول خود هنوز به طور كامل موفق نبوده است ،يعني كاملاً كليه كشورهاي اروپايي را در بحث inclusion يعني الحاق كليه اعضاي اروپايي به معاهده وارد نکرده است، به عنوان مثال صربستان و روسيه هنوز به آن ملحق نشده اند، از طرف ديگر توسعه اهداف مندرج در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي بر اساس اصل مساوات نبوده و به طور يكسان از امكانات ناتو استفاده نشده است.
به عنوان مثال همكاريهاي اقتصادي كه در منشور اين سازمان پيش بيني شده است، به ميزان تدابير امنيتي و نظامي پررنگ نبوده و همكاريها در زمينه هاي امنيتي بيشتر بوده است كه آن نيز در عمل با رهبري ايالات متحده آمريكا و با هزينه خاص آن كشور صورت گرفته است. برخي از اعضاي سازمان ناتو صرفاً مشاركت سمبليك در درگيريهاي مسلحانه داشته اند و غالباً آمريكا و بعضاً انگليس در انها شركت داشته اند.
از آنجا كه همكاريهاي اقتصادي و امنيتي نمي توانند جدا از فاكتورهاي قومي، ملي، زباني و نژادي باشند لذا پارامترهاي هويتي و فرهنگي منشور سازمان پيمان آتلانتيك شمالي پيش بيني شده و ابزارهاي لازم براي انسجام اين معاهده از بعد هويتي وجوددارد. اين خود به نوعي نطقه انقراض ناتو را پيش بيني مي نمايد و اين تهديد علاوه بر فلسفه وجودي ناتو است كه رئاليست ها بر آن تكيه دارند، رئاليست ها معتقدند چون دشمن ناتو از بين رفته ناتو خواهد مُرد. بنابه گفته ديويد هگلند همانطوريكه آب را از گياه بگیرید خشك مي شود،اگر دشمن كسي را از او بگيريد او خواهد مرد. بنابراين عدم توجه به پارامترهاي هويتي و فرهنگي از يك طرف كه دربرگيرنده قوميت، مليت، زبان، نژاد، مذهب مي باشد و از طرف ديگر نبود دشمن، تهديد جدّي عليه اين سازمان است .اين نكته را نويسندگاني چون كِنت و والتز كراراً تكرار كرده اند كه نه روزها بلكه سا لهاي ناتو شمرده مي شود. اما در مقابل آن ليبرا لها معتقدند دستور كار سازمان ناتو عوض شده است و ناتو در عمليات مختلف از جمله تروريسم،جنگ هاي داخلي، نقض حقوق بشر، بلا هاي آسماني و طبيعي، مسايل زيست محيطي، فقر و بيماري مشاركت خواهد كرد و هم چنان به حيات خود ادامه خواهد داد. ولي در مقابل رئاليست ها اين دستور كار را انكار نموده و براي بقاي حيات ناتو بسنده نمي دانند به اين منظور بررسي و مرور ادبيات توليد شده در رابطه با ناتو به شرح زير مي باشد.

بررسی ادبیات موجود
در یک جمعبندی اجمالی از از ادبیات مربوط به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مقدمتا موارد زیر استنتاج میشود:
1-ناتو باتوجه به تضادهای نهفتهای در منشور آن محکوم به تغییر است که در این رهگذر میتوان به پذیرش اعضای جدید و حذف اعضای قاره اروپا اشاره نمود.
2-ناتو با توجه به منازعات و منافع متضاداعضای آن به ویژه در رابطه با رهبری آن در جنوب اروپا یعنی فرانسه و بلژیک از یک طرف و ایالات متحده و بریتانیا از طرف دیگر محکوم به تحول و تغییر است.
3-گسترش فزاینده فناوری و دستیابی کشورهای مختلف به تکنولوژی مدرن، ناتو را ناگزیر مینماید که در استراتژیهای بازدارندگی آن به ویژه در رابطه با تسلیحات هستهای و سلاحهای هستهای تاکتیکی دچار تغییر و تحول گردد.
4-در غیاب دشمن بالفغل و بالقوه و حذف پیمان ورشو فلسفه وجودی ناتو زیر سوال رفته است.
5-ناتو درصدد خواهد بود دستور کار جدیدی برای استراتژی بقای خود پیدا کند از آن جمله مبارزه با تروریسم، خشونتهای قومی, جنگهای داخلی، بلاهای آسمانی و تهدیدهای طبیعی، اما اینکه آیا در دراز مدت این موارد بتواند ناتو را زنده نگه دارد جای تامل است.
6-ناتو با تحلیل رفتن قدرت اقتصادی آمریکا به لحاظ تامین هزینه دچار مشکل خواهد شد و به صورت انحطاطی رو به زوال خواهد رفت و اقتصاد سیاسی موجود ناتو دال بر این روند انحطاطی است.
7-با جهانی شدن امنیت و آرزوی دیرینه جامعه جهانی مبنی بر رژیم امنیت دسته جمعی از یک طرف و تلاش جهانیان برای حکمران جهانی از طرف دیگر باعث میشود ناتو یکی از دو راه را برگزیند:
الف-به عنوان بازوی اجرایی سازمان ملل که منشور آن مدعی آن است به عنوان یک رژیم امنیت دسته جمعی وارد عمل بشود.
ب-تلاش برای تحقق بخشیدن به مورد الف موفقیت آمیز نبوده و ناتو به صورت کلی (Redundant) یعنی زائد تلقی شده و به جای آن یک رژیم امنیت دسته جمعی که مورد قبول جامعه جهانی باشد حتی به شکل ضعیف تشکیل گردد.
8-با توجه به شکلگیری و تدوین کنوانسیونها، معاهدات، پروتکلها، تفاهم نامهها، موافقتنامهها اعم از دو جانبه یا چند جانبه در رابطه با رژیمهای بینالمللی خلع سلاح و کنترل تسلیحات که به هر حال به عنوان عامل بازدارنده و تحدید کننده ابزارهای نظامی میباشند ناتو ناگزیر است در پرتو یک سلسله اصول (اهداف)، هنجارها (رفتار)، قواعد و رویههای تصمیمگیری عمل نموده و به صورت افسار گسیخته نتواند عمل نماید و از این رو دامنه و حوزه عملیاتی آن محدود خواهد شد و این خود دگرگونی و تحول در ناتو را به ارمغان خواهد آورد.
9-خیزش گرایشات فرهنگی و هویتی در میان جوامع جهانی که بر ارزشهای بومی خود تکیه دارند در کنار فاکتورهای اقتصادی که آنان نیز براساس رشد بومی جدید مبتنی بر فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، مذهب، زبان و نژاد خواهد بود، به صورت فزاینده فضایی را ایجاد میکند که در آن ارزشهای یک جانبه انگلو – امریکن که به واسطه ناتو اعمال میگردد رو به ضعف رفته و ناتو رفته رفته از ناحیه اعضای خود و سپس فرهنگ و هویت جامعه جهانی دچار دگرگونی و تحول گردد.
نویسندگان امریکایی از جنگ جهانی دوم به بعد همواره بر رهبری دنیا (leadership) توسط امریکا تاکید کردند که این ادبیات به دو مکتب افول گرایان و احیاگران تقسیم میشد که از جمله میتوان به نوشتههای راست و هانتینگتون در میان احیاگران اشاره کرد. و به نویسندگانی چون رابرت گیلن در میان افولگرایان. قالبا این ادبیات بر قدرت اقتصادی امریکا توجه میکرد که در همین رابطه نظریههای حمایتی (suportership) با نقش حمایتی ژاپن و آلمان برای کمک به ادامه سیطره آمریکا تاکید میشد. اما عدهای نیز رهبری دنیا را نه به واسطه قدرت امریکا بلکه قدرت ناتو تلقی کردهاند.
به عنوان مثال دیوید کلیو (David P.Calleo) در کتاب Beyond American Hegemony The Future of Western Alliance چنین مینویسد که: اولا سیاست خارجی آمریکا بدانگونه که توسط لیبرالها و محافظهکارغان اعمال شده است کاملا شکست خورده و هیچگونه آلترناتیو دیگری برای ترمیم سیاست خارجی آمریکا وجود ندارد. از این پس رهبری دنیا نه به واسطه ایالات متحده آمریکا، بلکه به واسطه ناتو آن هم به صورت انحطاطی ادامه خواهد یافت.
کتاب به سه بخش تقسیم میشود در بخش نخست ماهیت سازمان ناتو در رابطه با سیاست خارجی آمریکا و نظام جهانی مطالعه میشود در بخش دوم مشکلات این اتحادیه از سال 1948 بررسی میشود که دوران جان اف کندی. جرالد فورد، کارتر و ریگان را پوشش میدهد در همین بخش اقتصاد جهانی در رابطه با ناتو مطالعه شده و کسری بودجه آمریکا در رابطه با استراتژیهای جغرافیایی سیاسی مطالعه میشود در این بخش نشان داده میشود که آمریکا و ناتو با مشکلات اقتصادی عمدهای مواجه شده است. در بخش سوم از یک طرف اتحاد امریکا و بریتانیا مد نظر قرار میگیرد و از طرف دیگر همکاری فرانسه با آلمان و نقش روسیه که نشان میدهند که جامعه جهانی و امنیت آن کثرتگرا شده و آمریکا نمیتواند به تنهایی ناتو را هدایت کند در نبود این توانایی آینده ناتو نیز در خطر است . (1987- Calleo)
دیوید هگلند (David G. Haglund) در کتاب PonderingNATo’sNuclearoptions : Gambits for a post – Weastphalian Worldبه گزینههای هستهای ناتو میپردازد در این مجموعه که نویسندگان مختلف فصول این کتاب را نوشتهاند به صورت 4 بخش و 8 فصل گزینهای هستهای ارائه گردیده است. در فصل اول نیل مک فارلن سیاستهای هستهای ناتو را در چارچوب منافع ملی تعریف میکند او میگوید دوران پسا وستفالی گذر از هابز به کانت است و ما نباید منافع ملی را با گزینهای هستهای گره بزنیم. علیرغم این که هابز وحدت اروپا و جهانی شدن و جامعه مدنی را دردنیا مطرح کرده است لیکن به نظر مک فارلن بسیارساده لوحانه است که بگوییم دوران وستفالی به سر رسیده است، به نظر وی بازدارندگی و منطق آن هنوز حاکم است و حتی بازدارندگی متعارف کمتر از بازدارندگی هستهای نمیباشد.
در فصل دوم پیتر اشمیت و استفن دواشپیلگر مسئله هستهای را در اروپای پسا وستفالی مطالعه میکند وی میپرسد اگر روزی روسیه فرایند هستهای شدن اروپا را فی نفسه منفی تلقی نکند درصدد خواهد بود به اروپا ملحق شود،اما آیا اروپا به روسیه اجازه خواهد داد که وی نیز وارد ناتو شود؟ این امری است بعید.
فصل سوم به سلاحهای هستهای و استراتژی کلان آمریکا تعلق دارد که توسط مایکل ماستاندونو نوشته شده است، وی به بازدارندگی ممتد امریکا اشاره میکند او میگوید دوران وستفالی به سرنرسیده و همانند رابرت گیلپن در کتاب War and Change in World Politicsاستدلال میکند که آنچه در دنیا اتفاق افتاده تغییر سیستمیک است و نه تغییر سیستمی، به عبارت دیگر منطق نظام بینالملل تغییر نیافته است و سلاحهای هستهای و بازدارندگی کلان آمریکا خدشهدار نشده است. گر چه معتقد نیست که نظم تک قطبی برای ابد برقرار باشد اما استدلال میکند که استراتژی کلان آمریکا تا مدتی ادامه خواهد داشت.
در فصل چهارم الیور ترنرت خود را با این سوال سرگرم میکند که آیا سلاحهای هستهای مانع جنگهای میکروبی خواهد شد؟ او در پاسخ میگوید از این نظر دوران وستفالی به سر رسیده است که در قرن 21 ام تهدیدها میکروبی و شیمیایی هستند و سلاحهای هستهای قادر نخواهند بود بازدارندگی ایجاد نمایند.
در فصل پنجم جوزف ژاکل و جول سکولوسکی از تجربه هستهای کانادا سخن میگویند، کانادا به صورت بالفعل از زمان جنگ سرد تاکنون به عنوان هم پیمان آمریکا درگیر سلاحهای هستهای ایالات متحده بوده است. این مشارکت بخصوص درMutual AshuredDistruction (MAD)یعنی تضمین تخریب دو جانبه با تخریب تضمیمی دو جانبه توسط اوتاوا انجام گرفت. گر چه در ظاهر این کشور سیاستهای ضد هستهای را شعار میداد.
در فصل ششم امید یا یاس کانادا را در کنترل تسلیحات هستهای بیان میدارد دراین فصل میشل فورتمن و دیوید هگلند استدلال میکنند که مردم کانادا خواهان سیاستهای ضدهستهای هستند اما در عمل دولت کانادا سیاستهای هستهای را دنبال میکند، به عنوان مثال اوتاوا در گزارشی که مجلس آن در رابطه با سیاستهای هستهای تصویب کرد، از ناتو نمیخواهد که استفاده از سلاحهای هستهای در ضربه اول را انکار نماید. فقط از ناتو میخواهد که در سیاستهای هستهایاش تجدید نظر کند.
در فصل هفتم سیاستهای هستهای فرانسه توسط پاسکال بنیفیس اعمال شده است، او میگوید تغییراتی که در گذشته در سیاستهای هستهای فرانسه به وجود آمده بود فرانسه را محدود میساخت اما با پایان یافتن جنگ سرد فرانسه از انزوا خارج شده است و در نتیجه خود را به کشورهای دیگر نزدیکتر ساخته و در قلمرو هستهای فعالتر خواهد بود، در تایید گفتههای پاسکال و بنیفیس باید افزود که هم اکنون فرانسه به نسل سوم سلاحهای هستهای دست یافته است و سارکوزی نیز مجدانه برنامههای هستهای این کشور را پیگیری نموده و اظهار داشت است که در برابر تهدیدهای موشکی ایران میبایستی سلاحهای هستهای فرانسه مدرنیزه شود.
در فصل هشتم استفن پلینجر آینده برنامههای هستهای بریتانیا را مورد بررسی قرار میدهد او میگوید سیاستهای هستهای بریتانیا شباهت زیادی به فرانسه دارد گویی به موازات آنها حرکت میکند. در عین حال بریتانیا سلاحهای هستهای را به عنوان آخرین سلاح در زمانیکه منافع حیاتی کشورش به خطر بیفتد اعمال خواهد کرد. برخلاف فرانسه اما مانند کانادا، بریتانیا نیز ظاهرا سیاستهای ضد هستهای را دنیال میکند اما در عمل فاصله زیادی با این آرمانگرایی دارد(1999- Haglund).
فصول مختلف این کتاب حاکی از آن است که سلاحهای هستهای علی رغم تغییر و تحولات موجود در نظام بین اللملل از جمله جهانی شدن، جامعه مدنی و دوران پسا وستفالی دیگر مانند زمان جنگ سرد کارایی ندارد، لیکن ناتو برای ایجاد بازدارندگی ممتد به ویژه توسط اعضای سنتی آن مانند امریکا، فرانسه و بریتانیا در عمل هم چنان به بازدارندگی تکیه خواهد کرد و سیاستهای اعلامی با سیاستهای اعمالی آنها فرق دارد. در حالیکه برای جذب افکار عمومی سخن از سیاستهای ضد هستهای است در عمل اعضای ناتو و لابراتوار کشورهای عضو هم چنان به تلاشهای خود جهت بازسازی برنامههای هستهای ادامه خواهند کرد. بنابراین بازدارندگی هستهای جزء گزینههای جدی ناتو برای برقراری صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی خواهد بود.
کتاب The France – USLeadershiprace– Closely Watched Alliesبا ویرایشDavidG.Haglundاثر دیگری است که به ادبیات ناتو به ویژه درخصوص رابطه فرانسه و ایالات متحده امریکا اختصاص یافته است.
هگلند در فصل اول تحت عنوان Feuding Hillbillies Of The Westبه ریشههای منازعات فرانسه و امریکا در امنیت بینالمللی نگاه میکند. وی سعی دارد رهیافت نظری رئالیسم را برای روابط فرانسه و امریکا اعمال نماید به ویژه به رئالیسم نئوکلاسیک اشاره مینماید که بعدا نگارنده این پایان نامه در بخش رهیافت نظری به آن اشاره خواهد کرد. با تکیه بر رئالیسم نئوکلاسیک بر ابعاد Power (قدرت) و Culture (فرهنگ) استناد مینماید. نویسنده 3 ویژگی فرهنگی را مورد بررسی قرار میدهد این سه ویژگی عبارتند از فراگیری تاریخی یا Historical Learning، ویژگیهای نژادی Ethnicityو ویژگی ملی. پس از بررسی این روابط به خصومتهای دو کشور که در بستر روابط استراتژیک آنها مشاهده میشود برمیگردد و لذا رقابت و منازعه بین امریکا و فرانسه را غالب، و دوستی یا همکاری بین دو کشور را مغلوب میشمارد. و از این نظر آینده روابط در کشور را در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در نقاط مختلف جهان مکدر میبیند.
BeatriceHeuserدر فصل دوم کتاب تحت عنوان of Sibiling Rivalry and Lovers Spurnedروابط فرانسه و امریکا در طی دو قرن گذشته را بررسی مینماید و برخلاف هگلند به نقاط اشتراک دو کشور تاکید مینماید و فصل مشترک دو کشور را در ایدهآلها و ارزشهای جهانی دو کشور میداند. به نظر هر دو ملت آنها وظیفه و ماموریت تمدنزا در جهان دارند.(Civilizing Mission)
لیکن نویسنده به دنبال این نقاط اشتراک که نهفته درآرمانهای ملی دو کشور است به رقابت برمی گردد ومی گوید همین ایدئولوژی که هردو در دنیا بر ان اهداف تبلیغ کرده اندباعث رقابت ایدئولوژیک بین آنها شده است این رقابت ایدئولوژیک را به خصوص در دوران ژنرال دوگل با ایالات متحده امریکا به خوبی میبینیم.
Hance- Georgehrhartدر فصل سوم تحت عنوان Change ByRapprochmentبازگشت فرانسه به این سازمان را مورد بررسی قرار میدهد او آمریکا را به عنوان Hyper Power تلقی میکند و میگوید فرانسه پس از فراگیری از دوران دوگل به اتحادیه بازگشته است. وی میگوید تاکید دوگل بر حاکمیت اروپا به رهبری فرانسه جای خود را به استراتژی بزرگ فرانسه در سطح جهانی داده است و این استراتژی بزرگ را در عیاق شدن با سازمان ناتو میپندارد. او میگوید گر چه غرایز قدیمی به سختی میمیرند.لیکن فرانسه آهسته آهسته برای برقراری تعادل قدرت آمریکا در ناتو به این سازمان بازگشته است .اما نتیجه میگیرد که جدال با Hyper Power که برحسب اتفاق شریک استراتژیک خود نیز میباشد مسئلهای نیست که در کوتاه مدت پایان یابد.
در فصل چهارم کتاب تحت عنوانA Model ally? ،Michel Fortmann andHeleneviauبه تغییر در سیاست خارجی فرانسه معتقدند و میگویند همانطروری که بحران کوزوو نشان داد فرانسه نگاه استراتژیک خود را عوض کرده است و به زندگی مسالمت آمیز دو جانبه اعتقاد دارد،و مشارکت نظامی فرانسه در قضیه صربستان نشان داد که پس از آمریکا دومین قدرت نظامی بود. این نویسندگان چنین نتیجه میگیرند که سیاست استراتژیک فرانسه بدین نحو عوض شده است که در زمان جنگ با آمریکا باشند و در زمان صلح علیه آمریکا.
نیل مک فارلین ( (Neil Macfarlaneدر فصل پنجم تحت عنوان Fromst.Malo to Kosovoتحول و تکامل روابط انگلستان، فرانسه و آلمان را به عنوان یک مثلت تاثیرگذار بر روابط فرانسه و آمریکا مطالعه مینماید. او میگوید در سالهای اخیر با شکلگیری اروپای واحد سخن از ESDIیعنی ابتکار دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا میشود، به عبارت دیگر گفته شده است اروپا درصدد است یک رژیم امنیت اروپایی برای خود ایجاد نماید، به نحوی که رهبری آن را فرانسه عهدهدار باشد مک فارلین میگوید با توجه به روابط انگلستان، آلمان و فرانسه بسیار بعید است رژیمESDIتحقق یابد.
در فصل ششم پیتر اشمیت ((Peter Schmidtتحت عنوان Where’s The Boeuf? مانند نیل مک فارلین به تشکیل رژیم امنیتی دفاعی اتحادیه اروپا جدا از ناتو بدبین است. وی ابتکار مذکور را بیشتر به یک شعار و سخن پراکنی تشبیه مینماید و آن را دور از واقعیت میداند. وی به مفهوم و ترمینولوژی Separable ButNotSeperateاستناد مینماید و میگوید اعضای اتحادیه اروپا گفتهاند مسایل راباید از هم جدا کرد و تفکیک پذیر دانست، نه اینکه جدا باشیم. اشمیت میگوید ناتو هم چنان بر دفاع مشترک و مسئولیت تمام اعضای ناتو تکیه خواهد داشت. وی میافزاید مفهوم خودمختاری در رژیم دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا فقط شعار است. اشمیت در همین رابطه دو سوال مطرح میکند آیا این شعار سیستم دفاعی اروپا در عمل نیز باعث میشود اعتماد اروپا به توان خود بیشتر شود؟ به عبارت دیگر باعث اعتمادسازی برای اروپا خواهد شد؟ و سوال دوم اشمیت این است که آیا این پروژه استراتژی قدیمی فرانسه در تقابل با آمریکا و آلمان است؟ اشمیت جواب سوال اول را آری و جواب سوال دوم را نه میگوید. بنابراین لفظ رژیم دفاعی اروپا فقط جنبه روانی و اعتمادسازی دارد و در عمل بر تقابل با آمریکا نمیباشد.
در فصل هفتم پیتر رودولف((Peter Rudolfتحت عنوانVision Impossibleقدرت ایالات متحده امریکا را به عنوان یک هژمون خوش خیم تلقی مینماید.رودولف میگوید سیاست فرانسه در مقابل قدرت امریکا آثار منفی برای ناتو خواهد داشت، چرا که درخصوص اصطلاح دولتهای یاغی، آمریکا غالبا سیاستهای یک جانبه را اعمال مینماید و این باعث خواهد شد فرانسه و سایر اعضای اتحادیه به حاشیه کشیده شوند، و مسئله دوم دخالتهای کنگره آمریکا بر سیاستگذاری این کشور است که باعث خواهد شد امریکا یک نگاه درونی به سیاست خارجی داشته باشد و نقش سایر اعضای ناتو را نادیده بگیرد.


دریافت فایل
جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید





مقاله


پاورپوینت


فایل فلش


کارآموزی


گزارش تخصصی


اقدام پژوهی


درس پژوهی


جزوه


خلاصه


سید یاسر ضیایی بررسی حادثه منا از منظر حقوق …

مقدمه. حادثه منا به عنوان یک پدیده تاریخی و کیفری متضمن آثاری حقوقی در عرصه بین المللی ...

اخبار امروز خبرگزاری مهر - akairan.com

هواشناسی ریسک در بورس . در حالی بیش از یک ماه از سال 96 را پشت‌سر می‌گذاریم که شاخص کل ...

مهمترین اخبار ایران و جهان

انتخابات فرانسه به دور دوم رفت/ حمایت همه از "ماکرون" در… روسیه: طرف های مناقشه یمن ...

خدمت وظیفه عمومی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

اعلامیه‌ای بر علیه خدمت وظیفه و نظامی‌گری به همراه فهرست به روز شده تمام امضاها از ...

کتابهای خلیج فارس شناسی و مقاله ها | پژوهشهای …

در پایان فایل پی دی اف کتاب شناسی خلیج فارس کتابخانه ملی نیز در دسترس قرار گرفته است ...

خبرگزاری ایسنا - akairan.com

معادله معکوس در خودروسازی ایران در شرایطی که به‌طور معمول، بالا رفتن تیراژ و افزایش ...

چت | چت روم - tvchat

چالش‌های سرمایه‌گذاران خارجی در خاورمیانه از زمانی که سیر نزولی قیمت نفت آغاز شد ...

۴. دستاوردهای انقلاب اسلامی

استقلال در تصمیم‌گیری، حفظ تمامیت ارضی کشور و رساندن ایران به عزّت و کرامت لایق خود

سید روح‌الله خمینی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

خمینی در خانواده‌ای به دنیا آمد که سابقه فعالیت‌های دینی و مذهبی در آن به قرن‌ها قبل ...

پژوهشهای ایرانی | مطالعات ایران و همسایگان

در چند روز گذشته رسانه ها خبر از همایش به مناسبت روز ملی آب دادند و انهم عده ای نوشتند ...

پژوهشهای ایرانی | مطالعات ایران و همسایگان

در چند روز گذشته رسانه ها خبر از همایش به مناسبت روز ملی آب دادند و انهم عده ای نوشتند ...

اخبار،اخبار سیاسی،اخبار سیاسی ایران،سیاست …

مایک پمپئو در جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ در مرکز مطالعات بین المللی و راهبردی در روز ...

اهورا

عكس: corbis در ادامه معرفي قابليت‌هاي فرهنگي كشورمان و استقبال خوانندگان از زندگي و ...

منظور شما از ترک چیست؟ > وب سایت خبری تحلیلی - …

توضیح: یکی از ویژگیهای آینانیوز که با لطف مخاطبین فهیم و صاحب ذوق آن تا به امروز سبب ...

سید یاسر ضیایی بررسی حادثه منا از منظر حقوق بین‌الملل

مقدمه. حادثه منا به عنوان یک پدیده تاریخی و کیفری متضمن آثاری حقوقی در عرصه بین المللی ...

اخبار امروز خبرگزاری مهر - akairan.com

هواشناسی ریسک در بورس . در حالی بیش از یک ماه از سال 96 را پشت‌سر می‌گذاریم که شاخص کل ...

مهمترین اخبار ایران و جهان

انتخابات فرانسه به دور دوم رفت/ حمایت همه از "ماکرون" در… روسیه: طرف های مناقشه یمن ...

خدمت وظیفه عمومی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

اعلامیه‌ای بر علیه خدمت وظیفه و نظامی‌گری به همراه فهرست به روز شده تمام امضاها از ...

کتابهای خلیج فارس شناسی و مقاله ها | پژوهشهای ایرانی

در پایان فایل پی دی اف کتاب شناسی خلیج فارس کتابخانه ملی نیز در دسترس قرار گرفته است ...

خبرگزاری ایسنا - akairan.com

معادله معکوس در خودروسازی ایران در شرایطی که به‌طور معمول، بالا رفتن تیراژ و افزایش ...

چت | چت روم - tvchat

چالش‌های سرمایه‌گذاران خارجی در خاورمیانه از زمانی که سیر نزولی قیمت نفت آغاز شد ...

۴. دستاوردهای انقلاب اسلامی

استقلال در تصمیم‌گیری، حفظ تمامیت ارضی کشور و رساندن ایران به عزّت و کرامت لایق خود

سید روح‌الله خمینی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

خمینی در خانواده‌ای به دنیا آمد که سابقه فعالیت‌های دینی و مذهبی در آن به قرن‌ها قبل ...

پژوهشهای ایرانی | مطالعات ایران و همسایگان

در چند روز گذشته رسانه ها خبر از همایش به مناسبت روز ملی آب دادند و انهم عده ای نوشتند ...