آینده¬پژوهی جایگاه منطقه¬ای ایران در قبال - دانلود رایگان



دانلود رایگان

دانلود رایگان
آینده¬پژوهی جایگاه منطقه¬ای ایران در قبال تحولات اخیر خاورمیانه بعد از 2010چکیده: در این پژوهش به بررسی آیندة محیط امنیتی ایران بعد از تحولات 2010 خاورمیانه پرداخته ایم. خاورمیانه یکی از مناطق پرتب و تاب سیاسی در جهان است. چندین کشور در این منطقه دچار بی ثباتی و ناآرامی شده¬اند. که آثار و پیامدهای امنیتی برای سایر کشورهای منطقه از جمله ایران داشته است. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اعضای مهم این مجموعه امنیتی، که می تواند تأثیرپذیری و بالطبع تأثیرگذاری زیادی نسبت به این تحولات داشته باشد. در ابتدا نیازمند شناخت روندها و بازیگران تأثیرگذار و منافع آن ها هست تا بتواند فرصت¬ها را شناسایی کرده و در جهت ارتقای قدرت ملی از آن ها استفاده کند. حتی توانایی تبدیل تهدیدها به فرصت¬ها را داشته باشد. امروزه ما شاهد تأثیرگذاری قدرت-های فرامنطقه¬ای از جمله آمریکا در این مجموعه منطقه¬ای هستیم. هر حوزه منطقه¬ای دارای ویژگی¬های منحصربه فرد و قواعد رفتاری متناسب با خود می باشد. ایران برای اینکه بتواند در این منطقه به منافع ملی خود دست پیدا کند. باید نسبت به قواعد منطقه¬ای و بین¬المللی آگاهی پیدا کند. تا بتواند به ارتقای منافع ملی خود اقدام نماید. واژگان کلیدی: ایران، تحولات خاورمیانه، آینده¬پژوهی، مکتب کپنهاک، محیط امنیتی.
فصل اول: کلیات تحقیق   1. بیان مسأله خيزش¬هاي مردمي و تحولات جديد جهان عرب در سال1390 كه با قيام مردم تونس آغاز شد و سپس به كشورهاي ديگر جهان عرب از جمله مصر، بحرين و يمن گسترش يافت. دگرگوني¬هاي مهمي، در محيط پيراموني جمهوري اسلامي ايران محسوب می¬شوند كه بر امنيت ملي كشورهاي مختلف منطقه و از جمله جمهوري اسلامي ايران تأثيراتي اساسي دارد. منطقة خاورميانه به دليل ويژگي¬هاي ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک همواره از مؤلفه¬هاي مهم تأثيرگذار بر امنيت ملي ايران بوده است، خيزش¬هاي مردمي از دو جهت يا در دو سطح دگرگوني¬هاي عمده¬اي را در سطح خاورميانه و شمال آفريقا ايجاد مي¬كند. اول دگرگوني در ساختارها و نظام¬هاي سياسي درون كشورها و ايجاد الگوهاي نوين مشروعيت در سطح نظام هاي سياسي و دوم ايجاد دگرگوني در سطح ساختار و توازن قدرت بين بازيگران منطقه¬اي است. اين دو سطح مؤلفه¬هاي امنيتي درون كشورها و ترتيبات سياسي و امنيتي منطقه را براي جمهوري اسلامي ايران دگرگون مي¬سازد و در نتيجه متغيرها و چشم¬اندازهاي نويني را در محيط امنيتي ايران مطرح خواهد شد. بر اين اساس امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران شاهد فرصت¬ها و تهديدات جديدي در سطح منطقه¬اي خواهد بود. دولت¬ها در روابط با دیگر کشورها و تعامل مناسب با بازیگران، ناگزیر به شناخت محیط منطقه¬ای و بین¬المللی هستند. بدون شناخت محیط منطقه¬ای و بین¬المللی، تصمیمات اتخاذ شده نمی¬توانند مفید و واقعی باشند، به خوبی اجرا شوند و به اهداف مورد نظر دست یابند. برآورد محیط اقدامی معطوف به تصمیم¬گیری است که بر شناخت تصمیم¬گیرندگان از گذشته، وضعیت فعلی و درک و فهمشان از آینده استوار است. اگر شناخت گذشته و امروز مبتنی بر واقعیت¬هایی است که به وقوع پیوسته¬اند، شناخت آینده تصویری است از روندهای فعلی و اراده¬ها و تحولات احتمالی که در شکل¬گیری جهان ایفای نقش می¬کنند. کشورها معمولاً مباحث امنیتی را به شکلی جدی¬تر پیگیری می¬کنند، در اینجا ارتباط مباحث آینده¬پژوهی و تحولات منطقه کمک می کند که درک بهتری از شناخت روندهای منطقه و تأثیر آن در امنیت منطقه¬ای ایران را مورد بررسی قرار دهیم. اطلاع نسبی از آنچه که ممکن است در آینده اتفاق افتد و وقوع آن محتمل است، در فضای فعلی حاکم بر تحولات عرصه منطقه¬ای ضروری به نظر می رسد. این شناخت به برنامه¬ریزان و سیاستمداران کمک می¬کند تا در عرصه¬های مختلف با اطمینان خاطر برنامه¬ریزی نمایند. بدون شک کشورهایی که چشم اندازهای آتی خود را ترسیم می کنند، توانایی بیشتری برای مقابله با تهدیدها و چالش¬های فرارو خواهند داشت و همچنین به گونه¬ای بهتر از فرصت¬های ایجادشده بهره¬برداری خواهند کرد. ما باید این نکته را در نظر بگیریم که آینده¬های متفاوتی ممکن است وجود داشته باشد و ما می¬توانیم در ایجاد هریک از آن ها نقش داشته باشیم. بازیگران در عرصة بین الملل را می توان به سه دسته تقسیم نمود: بازیگران کنش مند؛ بازیگران کنش¬گر؛ بازیگران کنش¬پذیر. دسته اول از بازیگران به فرصت¬سازی دست می¬زنند و مصادیق خودشان را بار مفاهیم می کنند. بنابراین چنین بازیگری توانایی بیشتری برای تأثیر گذاشتن بر روی تحولات را خواهند داشت. این بازیگر توانایی آن را دارد که آینده را درک کند، تحولات آینده را با منافع خودش هم سو کند. بنابراین چنین بازیگری روند تحولات را در دست دارد. رویدادها ممکن است در زمان بسیار کوتاهی به وقوع پیوندند، اما تأثیرات دامنه¬داری را بر جای خواهند گذاشت. نادیده گرفتن عنصر زمان در تصمیم گیری، موجب هدر رفتن امکانات و عقب ماندگی کشور می شود و ممکن است در سطح راهبردی کشور را با فاجعه¬ای غیرقابل جبران مواجه سازد. بنابراین با توجه به تحول در ماهیت امنیت و کمرنگ شدن مرزبندی¬های سنتی باعث گردیده که این حوزه همواره مورد توجه تئوریسین¬ها و سیاستمداران کشورها باشد به همین خاطر توجه به بررسی روندهای منطقه¬ای و تأثیر آن بر محیط امنیت منطقه¬ای ایران به عنوان یک موضوع مهم برای این نوشتار انتخاب گردیده است. موضوعی که در دل آن به مهم ترین روندهای منطقه ای ( 2010 به بعد) در ابعاد سیاسی و امنیتی اشاره خواهد شد و مطالعة موردی بر روی کشور سوریه را خواهیم داشت و سپس به بیان سناریوها و فرصت¬ها و چالش¬هایی که در ادامه هر یک از این سناریوها، برای امنیت منطقه¬ای جمهوری اسلامی ایران فراهم آورده به عنوان کشوری که در کانون این تحولات هست، پرداخته خواهد شد. برای اینکه به بررسی تأثیر این تحولات بر روی محیط منطقه¬ای ایران بپردازیم، ابتدا لازم است که بدانیم محیط راهبردی منطقه¬ای ایران چه ویژگی دارد و یا خواهد داشت؟ چگونه می توان فهم درستی از تحولات جاری داشت؟ چه نسبتی بین ایران و محیط راهبردی منطقه¬ای قابل تصور است؟ ایران در شکل دادن به محیط منطقه¬ای آینده چه نقشی می تواند داشته باشد؟ نسبت خود را با آن چگونه تعریف می نماید؟ زمانی که بتوانیم این مسایل را مورد شناسایی و واکاوی قرار بدهیم و پیامدهای روندهای موجود را مورد شناسایی قرار بدهیم، خواهیم توانست راه نیل به بهترین استراتژی را برای صیانت از منافع ملی ایران را هموار سازیم. مهم ترین دغدغه این نوشته، تخمین پیامدهای تحولات منطقه خاورمیانه برای ایران و ارائه راهکارهایی برای استفاده از فرصت¬های پیش آمده و برون رفت از بحران¬های ایجاد شده برای افزایش قدرت ملی ایران هست. در جهان فعلی، ارزش هر تحقیقی در علم سیاست ناظر به سه موضوع است. یکی به نحوی به افزایش قدرت ملی بیانجامد؛ دوم به افزایش ثروت ملی و سوم افزایش پرستیژ ملی. این سه عنصر ارزش یک تحقیق را مشخص می¬کنند، زیرا ما در جامعه¬ای زندگی می¬کنیم که مقیاس فهم و درک هر پدیده و موضوعی بین¬المللی است. چون ما هم از منظر تاریخی، هم از نظر جغرافیایی و هم از منظر سیاسی و اجتماعی عضو مهمی از جامعة بین¬المللی هستیم، تحقیقاتمان باید کمک کند که ایران به تدریج سطح بهتری از قدرت، ثروت و پرستیژ را در سطح جهانی پیدا کند (آکادمی مطالعات لندن، 15/6/1392). 2. ضرورت، اهمیت و اهداف آنچه ضرورت پرداختن به آینده جایگاه امنیتی ایران در پرتو تحولات اخیر خاورمیانه (بعد از 2010) موجب شد، بحث تغییرات گسترده¬ای که در ابعاد سیاسی در محیط منطقه¬ای ایران حادث شده است و این موضوع در ارتباط با مسائل امنیتی از اهمیت ویژه¬ای برخوردار است، روندهایی که در حال حاضر در حال صورت گرفتن هستند: 1) سیاسی 2) امنیتی. در تحقیق حاضر بعنوان یک فرایند مورد توجه قرار می¬گیرند. بر اساس مبانی نظری کپنهاک که در فصل دوم بیشتر مورد بررسی قرار می¬گیرد، امنیت پدیده ای است که در بستر یک فرایند شکل می¬گیرد و سیاستمداران و تصمیم گیران می¬بایست به شناسایی فرایندها پرداخته که باعث به وجود آمدن تهدیدات امنیتی می¬شوند. این سه فرایند در اینجا بر حسب ضرورت، اهمیت، هدف مورد بررسی قرار خواهند گرفت. توجه به تحولات آیندة ساختار منطقه¬ای هم به عنوان یک روند امنیتی- سیاسی به این دلیل در این نوشتار لحاظ گردید، که سیاستمداران و دولتمردان ایرانی از تحولاتی که در محیط پیرامونی در حال وقوع است، زمانی می¬توانند عکس¬العمل مناسبی داشته باشند و از فرصت¬های پیش¬آمده بهره¬برداری کنند و از تهدیداتی که علیه امنیت ملی آن کشور در اندک زمانی کوتاه به مرحله بالفعل می¬رسد مقابله کند، که آن دولت در برسازی آینده دست به تلاش و همت زده باشند، درست است که شناخت محیط منطقه¬ای امری بسیار سخت و دشوار است ولی این امر حاکی از عدم امکان شناخت محیط منطقه¬ای نیست بلکه حاکی از آن هست که شناخت امری نسبی هست و هر کشوری که بتواند برآورد و در نتیجه شناخت دقیق¬تری از محیط منطقه¬ای داشته باشد، می تواند تصمیمات مناسب¬تر و مفید¬تری را اتخاذ کنند. و برای اینکه بتوانند تصمیمات خودشان را به مرحله اجرا در بیاورند به افزایش توانمندی خودشان خواهند پرداخت. بنابراین بیشتر می¬توانند با روندهای منطقه¬ای سازگار شوند و حتی می¬توانند در هدایت روندها برای رسیدن به منافع ملی دست بزنند. شناخت و درک روندهای موجود منطقه¬ای منجر به اتخاذ تصمیمات کاربردی و مفید، واکنش به موقع و سریع، جلوگیری از تهدیدات، افزایش توانمندی ملی و بهره¬برداری از فرصت¬های پیش¬آمده در سطح منطقه و همچنین ایران به دلیل داشتن چالش سخت افزاری و گفتمانی با قدرت¬های منطقه¬ای و بین المللی همواره در معرض تهدیدهای مختلف خواهد بود. بر این اساس حتی وجوه اقتصادی و فرهنگی هم به نوعی رنگ امنیتی به خود می¬گیرد. و حوزه هایی مثل امنیت اقتصادی و امنیت فرهنگی هم مطرح می¬شود. با توجه به موقعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران در منطقه این ضرورت احساس شد که به بحث تأثیر روندهای موجود بر امنیت ایران در منطقه پرداخته شود. و روندهای موجود را در دو حوزة امنیتی، سیاسی موجود مورد بررسی قرار گیرد. شناخت سناریوهای مختلفی که در خصوص تأثیر تحولات منطقه بر روی جایگاه امنیتی ایران در سطح منطقه می¬تواند فضای روشنی را فراروی مسئولین جمهوری اسلامی ایران جهت اتخاذ راهبردهای کلان و استراتژی¬های منسجم قرار دهد. با توجه به اینکه این هدف از ابتدا در خصوص تحقیق مورد نظر لحاظ گردیده که به گونه¬ای کاربردی مطالعات آینده¬پژوهی، ماهیتی عملیاتی به خود گیرد. به طور کلی، هدف این تحقیق در یک سطح این است که به بررسی روندهایی موجود در سطح منطقه در پی تحولاتی که در 2010 به بعد صورت گرفته است و فرصت¬ها و چالش¬هایی را که برای امنیت منطقه¬ای به وجود آورده است را مورد بررسی قرار بدهد. در سطحی دیگر نیز هدف این تحقیق در واقع شناسایی کلی روندهای منطقه¬ای موجود بپردازند تا به وسیله آن نخبگان ایرانی به شناخت برسند و به شکل¬گیری یک ذهنیت منسجم نسبت به آینده محیط امنیتی ایران کمک نموده و همچنین بسترها و چارچوب¬های لازم را برای فعالیت¬های آینده¬پژوهانه در این حوزه فراهم نماید. باید در نظر داشته باشیم، تصمیم¬گیری درست نیازمند شناخت دقیق واقعیات، توانمندی¬ها و بررسی گزینه¬های احتمالی و برآورد دقیق هزینه¬ها و دستاوردهای هر اقدامی است. زمان در تصمیمات راهبردی اهمیتی حیاتی دارد. وضعیت امروز نتیجه شناخت، تصمیم¬گیری و عملکرد دیروز زمان است و فردا را امروز شکل می¬دهیم. آینده¬های متفاوتی وجود دارد و ما می¬توانیم در ایجاد هر یک از آنها مؤثر باشیم (یزدان فام، 524:1391). 3. سؤال اصلی: تحولات ساختاری (سیاسی) جدید منطقة خاورمیانه بعد از 2010، چه تأثیری بر روی محیط امنیتی ایران در منطقه خواهد گذارد؟ 4. فرضیه (سناریو): اگرچه در تحقیقاتی که بر اساس روش آینده¬پژوهی انجام می¬پذیرد، معمولاً در ابتدا فرضیه¬ای طراحی نمی¬شود و مشخص شدن سناریوها بعد از طی مراحل پژوهش به روش مذکور مشخص می¬گردد، در اینجا به طور کلی مبادرت به طراحی چند سناریوی عمده شده است که این سناریوها در بخش نتیجه¬گیری در قالب فرصت¬ها و چالش¬ها مورد ارزیابی قرار می¬گیرند. سناریوهای مذکور ممکن است در جریان تحقیق و بر اساس سیر روشی مطالعات آینده¬پژوهی تغییر یابند. با توجه به سؤال اصلی تحقیق فرضیه (سناریو) را می توان در قالب گزاره عنوان نمود. 1-4 سناریوهای متغیر مستقل: تحولات سیاسی خاورمیانه بعد از 2010 سناریوی اول: تحولات خاورمیانه باعث زوال حکومت¬هایی اقتدارگرا در این منطقه خواهد شد و زمینه¬ای برای روی کارآمدن دولت¬های کارآمد و دموکراتیک خواهد بود و این امر باعث ارتقای محیط امنیتی کشورهای خاورمیانه از جمله ایران خواهد شد؛ سناریوی دوم: عدم تغییر در نظام سیاسی کشورهای خاورمیانه و بازگشت به اقتدارگرایی و نداشتن پایگاه مردمی داخلی که منجر به ایجاد اتحادهای فرامنطقه¬ای با قدرت¬های بزرگ می¬شود تا بتوانند امنیت خویش را تضمین کنند. که این امر باعث کاهش امنیت منطقه¬ای ایران خواهد شد؛ سناریوی سوم: تغییر تدریجی در نظام¬های سیاسی به دلیل تغییر در مبنا مشروعیت و امنیت و تلاش ساختارهای سیاسی کشورها در جهت نوسازی خودشان با تحولاتی که در منطقه صورت گرفته است. بدست آوردن مشروعیت از طریق ارتقای کارآمدی دولت، باعث افزایش فعالیت¬های اقتصادی میان کشورهای منطقه خواهد شد. 2-4 سناریوهای متغییر وابسته: محیط امنیتی ایران سناریوی اول: در صورتی که نظام¬های سیاسی خاورمیانه به سمت دموکراتیک شدن گام بردارند، این امر باعث می¬شود که در سطح منطقه ثبات و تعادل برقرار شود که این خود زمینه¬ای برای همکاری اقتصادی است؛ سناریوی دوم: در صورتی که محیط امنیتی ایران به سمت حکومت¬های اقتدارگرا و ایدئولوژیک پیش رود این امر منجر به ایجاد مسابقه تسلیحاتی و افزایش نظامی¬گری می¬شود؛ سناریوی سوم: در صورتی که محیط امنیتی ایران به سمت همکاری و رقابت برود ما الگوهایی از دوستی و دشمنی¬های پایدار را شاهد خواهیم بود. 5. متغیرهای تحقیق: متغیر مستقل: تحولات خاورمیانه (بعد از2010). متغیر وابسته: امنیت منطقه¬ای ایران. 6. تعریف عملیاتی مفاهیم: آینده¬پژوهی: آینده¬پژوهی فرآیند معرفی مجموعه¬ای از چشم¬اندازها و راه های ممکن است که آینده می تواند از طریق آنها ساخته شود و درک مناسب این چشم اندازها، تصمیم¬گیری دربارة اینکه امروزه چه تصمیماتی را می¬توان برای ساختن فردایی بهتر اتخاذ کرد تسهیل می¬کند. آینده¬پژوهی یک روش ساختار یافته تفکر دربارة آینده و برنامه¬ریزی برای آن است (رستمی، 9:1390). امنیت: به طور کلی امنیت به معنی نبود تهدید است. در گذشته، امنیت فقط به معنی نبود تهدید نظامی تلقی می¬شد. ولی امروزه تعاریف موسعی از امنیت انجام شده و تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را شامل می شود. به عبارت دیگر، به توان یک یا یک افراد در حفظ ارزش¬های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی، امنیت می¬گویند ( مارتین، 11:1379). امنیت ملی: امنیت ملی به معنی دفاع ملی و نیز اقدامات غیرنظامی دولت برای تضمین ظرفیت کامل بقای خود (به عنوان یک موجودیت سیاسی) به منظور اعمال نفوذ و حصول اهداف داخلی و بین¬المللی است (مارتین، 7:1379). تحولات خاورمیانه2010: به مجموعه تحولات (روندهایی) اشاره می شود که بعد از 2010 شامل: وقایع انقلابی که در برخی از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، که از تونس آغاز شد و به دیگر کشورها از جمله مصر، یمن، بحرین، لیبی، عمان و نیز سوریه تسری پیدا کرد و منجر به پیروزی در تعدادی از این کشورها از جمله مصر و لیبی شد، و به تغییر رژیم های برخی از کشورها منجر شد (مقصودی، 42:1390) امنیت: مرکز ثقل مطالعات امنیتی متعارف، ایمنی کشور، جامعه و ارزش¬های اساسی آن از آسیب¬های فیزیکی و تهدیدهای نظامی نیروها و عوامل خارجی است. به عنوان نمونه "آرنولد ولفرز" آن را این گونه تعریف می¬کند: امنیت در یک مفهوم عینی به فقدان تهدیدها نسبت به ارزش¬های اکتسابی تلقی می شود و در یک مفهوم ذهنی بر اساس دلهره و نگرانی از به مخاطره افتادن ارزش¬ها و توانمندی¬هایی لازم در کسب نتایج منصفانه ارزیابی می¬شود (چگینی¬زاده، 68:1379). باید در نظر گرفت که امنیت مفهومی سیال است و تعریفی ساده از معنایش سخت می¬باشد و بر همین اساس تعارف دیگری از آن شده است. سازمان ملل متحد امنیت را این گونه تعریف می¬کند: این که کشورها هیچ گونه احساس خطر حمله نظامی، فشار سیاسی یا اقتصادی نکرده و بتواند آزادانه گسترش و توسعه خود را تعقیب بکند (بصیری، 112:1380). کالج دفاع ملی کانادا آن را این گونه تعریف می کند: امنیت یعنی حفظ راه و روش زندگی قابل پذیرش برای همه مردم و مطابق با نیازها و آرزوهای مشروع شهروندان، این امر شامل رهایی از حمله یا فشار نظامی، براندازی داخلی و نابودی ارزش¬های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که برای کیفیت زندگی ضروری هستند، می¬شود (بوزان، 1378: 32-31). امنیت از منظر بری بوزان عبارت است از حفظ تمامیت ارضی، حفظ جان مردم، بقا و ادامة سازمان اجتماعی و حاکمیت کشور، حفظ و ارتقای منابع حیاتی کشور، نبود تهدید از خارج نسبت به منافع ملی و حیاتی کشور (بوزان، 1378: 18-16). در این تحقیق مفهوم امنیت ملی را مفهومی نزدیک به سیاست¬خارجی در نظر خواهیم گرفت و بر اساس آن امنیت را به عنوان فرایندی تعریف می کنیم که دولت¬ها در طی آن به دنبال جذب و کسب منافع و مطلوبیت¬ها و کاستن از خطرات و تهدیدات و در صورت امکان زدودن آنها هستند. دامنه این فرایند هم شامل منابع مادی و هم غیرمادی می¬گردد . محیط امنیتی: "مایکل مان" آن را این گونه تعریف می کند: چارچوبی فضایی و مفهومی است که هر کشوری بر اساس ارزش¬های حیاتی و منابع ملی خود تصور می¬کند. این چارچوب در زمان¬های مختلف تابع متغیرهایی چون ساختار نظام بین¬الملل، تحولات فناوری، نظام ارزشی، قدرت ملی، نگرش هیأت حاکمه به تهدیدات امنیتی، نحوه پراکنش استقرارگاه¬های انسانی، زیر ساخت¬های اقتصادی، ارتباطی و مناسبات درون ملی و فراملی است (مان، 36:1382). اما نگرش ما به محیط امنیتی به صورت یک نظام و مجموعه است و بر اساس آن محیط امنیتی چنین تعریف می¬کنیم: محیط امنیتی یک چارچوب فیزیکی و اجتماعی است که کشورهای موجود در آن بر اساس توانایی¬های خود به تعامل با یکدیگر می پردازند و تعاملات آنها بیانگر میزان متغیری از دغدغه¬ها و خواست¬های متقابل آنها در ارتباط با محیط و همدیگر است. منطقه: معمولاً شاخص¬های زیر را برای منطقه بر می¬شمارند: 1. خودآگاهی اعضای از اینکه آنها یک منطقه را تشکیل داده و ادراکات و برداشت¬های دیگران از این که یک منطقه وجود دارد؛ 2. مجاورت و نزدیکی جغرافیایی اعضا؛ 3. شواهد و قرائنی دال بر وجود میزانی از خودمختاری و تمایز از نظام جهانی، به گونه¬ای که منطقه مورد نظر در قدرت نظام مسلط، دخل و تصرف داشته و استقلال خود را به نمایش گذارد؛ 4. عاملات شدید و منظم بین اعضا یا وابستگی متقابل قابل توجه آنها؛ 5. درجه بالایی از قرابت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی (مورگان، 47:1381). "بری بوزان" منطقه را به قلمرویی از انسجام فضایی- مکانی و متشکل از دو یا چند دولت (بوزان و دیگران، 41:1386) تعریف می کند. "کانتوری" و "اشپیگل" معتقدند که منطقه، ناحیه¬ای از جهان است که کشورهای عضو آن از نظر جغرافیایی به یکدیگر نزدیک¬اند و از نظر خارجی بین آنها روابط متقابل برقرار است . در تعریف دیگری آنها منطقه را اینگونه تعریف می کنند: یک دولت با مجموعه¬ای از دو یا چند دولت نزدیک و متقابل که پیوند¬های قومی، زبانی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مشترک داشته باشند و گاه حس هویت آنها در اثر اعمال و گرایش¬های خارج از منطقه تقویت گردد (کرمی، 49:1380). خاورمیانه: اصطلاح خاورمیانه برای اولین بار توسط "آلفرد ماهان" در 1902 به کار برده شد. منظور وی از این اصطلاح، منطقه¬ای بود بین خاور دور و خاور نزدیک که جزء هیچ کدام به شمار نمی¬آمد. تعاریف گوناگونی از خاورمیانه شده¬است. عده¬ای برخی کشورها- مثل ترکیه، سودان، قبرس– را وارد آن می¬کنند و عده¬ای دیگر آنها را از شمول خاورمیانه خارج می¬دانند. جدا از این اختلافات، در اینجا منظور ما از خاورمیانه، ترکیه، قبرس، کشورهای حاشیه خلیج¬فارس، یمن، سوریه، مصر، سودان، لبنان، اسرائیل، اردن، اراضی خودگردان، می¬باشد (ولدانی، 16:1387). 7. تعریف عملیاتی متغیرها: تعریف عملیاتی متغیر مستقل: تحولات خاورمیانه بعد از 2010: تحولات سیاسی، نظامی- امنیتی را شامل می¬شود. 1. تغییر رژیم¬های منطقه؛ 2. تغییر در مبنا مشروعیت؛ 3. تغییر در مفهوم امنیت در منطقه؛ 4. دگرگونی در الگوهای دوستی و دشمنی؛ 5. اختلافات و همبستگی¬های قومی- فرهنگی، مرزی؛ 6. حضور بیشتر دولت¬های خارجی در منطقه؛ 7. تحول در ترتیبات امنیتی خاورمیانه؛ 8. تأثیر طرح خاورمیانه بزرگ در ایجاد تحولات اخیر خاورمیانه. تعریف عملیاتی متغیر وابسته: محیط امنیتی ایران در منطقه:1. تضمین امنیت خلیج فارس که مربوط به امنیت انرژی می¬شود؛ 2. جایگاه تشیع در منطقه، 3. رقابت تسلیحاتی 4. بنیادگرایی 5. اختلافات ارضی. 8. روش تحقیق: با توجه به اینکه در این تحقیق از روش آینده¬پژوهی استفاده می¬کنیم. بنابراین، قاعدتاً نیازمند استفاده از روش تحقیقی متفاوت از آثار توصیفی و تحلیلی هستیم. در اینجا سعی می¬شود یکی از روش¬های مطالعات آینده¬پژوهی را که بیشترین کاربرد را در این حوزه مطالعاتی دارد، یعنی روش تحلیل اهداف و تحلیل روندها استفاده شود. در تحلیل اهداف (قدیری، 79:1390) در مرحله اول باید افراد، گروه¬ها و سازمان¬های دست اندر کار در یک موضوع را مورد شناسایی قرار دهیم. باید ببینیم که چه سازمان¬ها، افراد و گروه¬هایی در ساختن آینده یک موضوع نقش دارند. پس از شناسایی این افراد و سازمان¬ها می¬توان با توجه به میزان تأثیرشان و اهمیت اطلاعاتشان به آنها ضریب بر اساس تحلیلی که از میزان نفوذ آنها نسبت به همدیگر و تأثیر نفوذشان بر همدیگر به دست می¬آید و با تحلیل برنامه¬ها، نگرش¬ها و مواضع آنها می¬توان مسیری راترسیم کرد که سازندگان آینده در آن حرکت می کنند. و در تحلیل روندها (قدیری، 1390: 18-17) سعی می شود روند امتداد گذشته به آینده ترسیم شود. اشاره به پیوستگی تاریخی و زمانی دارد. روند "تغییرات منظم در داده ها یا پدیده¬ها در خلال زمان" است. روندها از گذشته آغاز می شوند و تا آینده ادامه می یابند. روندها حاصل یک اتفاق یا حادثه هستند، که به شدت بر روندها و به طور کل بر آینده تأثیر می¬گذارند. در نهایت با توجه به یافته¬های به دست آمده از طریق روش دیگر اقدام به سناریونویسی می¬گردد. سناریو (پدرام، 10:1388) در واقع برگرفته از دستاوردهای پژوهشی سایر روش¬های آینده¬پژوهی است و اقدام به سناریو نویسی تنها بر اساس یافته¬های ذهنی فرد و تصمیم برای آینده از اعتبار علمی چندانی برخوردار نیست و در واقع بیشتر به همان پیش¬بینی نزدیک می¬شود. در واقع تولید سناریو با بهره¬گیری از سایر روش¬های آینده¬پژوهی امکان¬پذیر است. در تحقیقات آینده¬پژوهی نگارش سناریو به جای فرضیه وجود دارد. در طرح پژوهش فعلی دلیل ذکر نمودن فرضیه بدین خاطر است که پروژه مدنظر در مراحل ابتدایی کار قرار دارد و معلوم نیست یافته¬های به دست آمده از طریق سایر روش های آینده¬پژوهی در برگیرنده چه موضوعاتی باشد. در این تحقیق از روش روندپژوهی و تحلیل اهداف و سناریونویسی استفاده خواهد شد. 9. بررسی و آثار متون پژوهش * کتاب امیر محمد حاجی یوسفی، "سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پرتوی تحولات منطقه ای(1991-2001)"، تهران: انتشارات وزارت امورخارجه، 1384: در این کتاب نویسنده با استمداد از چارچوب نظری واقع گرایی ساختاری کنت والتز و اصلاح آن بوسیله نظریه برت هنسن به تجزیه و تحلیل تأثیر تحولات منطقه¬ای در فاصله سال¬های 2001-1991 بر سیاست خارجی ایران می¬پردازد. نویسنده در این کتاب استدلال می¬کند که فروپاشی شوروی در سال 1991 و در نتیجه پایان نظام دو قطبی موجب تغییراتی در سیاست خارجی ایران گردید. مطابق نظریه واقع گرایی ساختاری تغییر در نظام بین¬الملل موجب تغییر در رفتار دولت¬ها می گردد. پایان پژوهش بدنبال آن است که با بررسی این تغییر رفتار در مناطق همجوار ایران پیامدهای امنیتی آن را برای ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. در این کتاب ویژگی¬های مناطق موجود در محیط ایران در سه قالب الف) مبانی و توزیع قدرت؛ ب) منابع داخلی منازعه؛ ج) الگوی منازعه و همکاری مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می¬گیرد و پیامدهای آنها را برای ایران تشریح می¬شود. * رسالة دکتری محمد ستوده آرانی، "رابطه ساختار و کارگزار: چارچوبی برای مطالعه سیاست خارجی ایران"، رساله دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، 1381. در این رساله نویسنده با کمک-گیری از نظریه"ساخت¬یابی¬گرایی" آنتونی گیدنز یا آنچه در روابط بین الملل به سازه انگاری معروف است، به مطالعه سیاست خارجی ایران و نحوه تعامل آن با ساختار نظام بین الملل می پردازد. نویسنده ابتدا چارچوب نظری ساختار-کارگزار را از لحاظ هستی شناسی، روش¬شناسی و شناخت¬شناسی مورد بررسی قرار می¬دهد و سپس استدلال می کند که مفاهیم و چارچوب تحلیلی این نظریه بدلیل اینکه به نقش ساختار در شکل¬دهی به رفتار سیاست¬خارجی دولت¬ها، از خصوصیات و اثر تعیین¬کننده کارگزار بر ساختار غفلت نمی¬ورزد و رابطه ساختار- کارگزار را تعاملی در نظر می¬گیرد روش کارآمدی برای تجزیه و تحلیل سیاست خارجی ایران می¬باشد. نویسنده در ادامه ضمن تأکید بر اهمیت ایده¬ها و ارزش¬ها در سیاست خارجی ایران، علل تحول در رفتار سیاست خارجی ایران را با بررسی عوامل داخلی و خارجی تحت عنوانی مانند تحول ساختار نظام بین¬الملل، جهانی شدن و سیاست¬های تعدیل اقتصادی مورد بررسی قرار می دهد. * فرزاد رستمی، "روندهای امنیتی جهان آینده تا 2025؛ فرصت ها و چالش های جمهوری اسلامی ایران"، رساله دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، زمستان1390. در این رساله نویسنده به دنبال پاسخ به این سؤال است که روندهای امنیتی آینده جهان تا سال 2025 چه چالش¬ها و فرصت¬هایی را برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در پی خواهد داشت؟ که با بررسی نظریه¬های روابط¬بین¬الملل در مورد امنیت به دنبال تبین یک چارچوب تئوریک برای موضوع تحقیق است؛ و در نهایت چارچوب نظری مکتب کپنهاک را مورد بررسی قرار می¬دهد به دلیل اینکه این تئوری به موضوع فرآیندشناسی یعنی مشاهده فرآیندی که منجر به تهدیدات امنیتی می¬گردد توجه می¬کند، و به ارائه تعریف موسع از امنیت پرداخته و بحث ذهنی بودن امنیت را توسعه می¬بخشد. و به تعریف آینده پژوهی و روش¬های آن پرداخته؛ و از میان روش¬های آینده¬پژوهی، روش دلفی را که بعنوان پر کاربردترین روش در مطالعات آینده به کار برده است. پیشینه تحقیق لاتین * "انوشیروان احتشامی" در کتابی با عنوان از خلیج فارس تا آسیای مرکزی در سال 1994: بازیگران در بازی بزرگ جدید، مقالاتی در مورد این دو زیر سیستم منطقه¬ای ایران از نویسندگان مختلف گردآوری کرده است. چهار مقاله اول از میان پانزده مقاله کتاب به بررسی جنبه های مختلف نیرومندی پیوندهای مذهبی میان دو منطقه خلیج¬فارس و آسیای مرکزی- قفقاز و مسأله ادغام کشورهای جدید اسلامی در جهان اسلام می¬پردازد. فصول پنجم الی هفتم به مسأله چالش¬های اقتصادی فراروی دولت های تازه استقلال یافته پس از فروپاشی شوروی می¬پردازد. فصول هشتم الی دهم به چشم اندازهای جدید برای گسترش نفوذ تجاری ایران و ترکیه در منطقه اشاره دارد. از این میان تنها فصول هشتم و نهم به ایران می¬پردازند. فصل هشتم با عنوان "جبهه¬های جدید: ایران، شورای همکاری خلیج فارس و جمهوری آسیای مرکزی و قفقاز"، دو مسأله عمده یعنی رفتار ایران در منطقه از یک سو و تأثیر ایستار ایران نسبت به آسیای مرکزی و قفقاز بر سیاست در زیر سیستم منطقه¬ای خلیج فارس از سوی دیگر، را بررسی می نماید. فصل نهم نیز با عنوان "ایران و آسیای مرکزی"، به بررسی سیاست ایران مبتنی بر عدم مداخله در سیاست داخلی کشورهای منطقه و همکاری اقتصادی دو جانبه پرداخته است و مدعی است که سیاست محتاطانه ایران در منطقه در تضاد با مفروضات غربی¬ها مبتنی بر قصد ایران برای بی ثبات¬سازی کشورهای منطقه قرار دارد. فصول یازدهم الی پانزدهم نیز به تأثیرات استراتژیک منطقه¬ای و جهانی ظهور جمهوری جدید در آسیای مرکزی و قفقاز می¬پردازد. * ایران بر سر دو راهی که توسط "روح¬الله¬رمضانی" و "جان اسپوزیتو" گردآوری شده است. از میان ده فصل کتاب، چهار مقاله به موقعیت ایران در سیاست بین الملل و سیاست خارجی این کشور اشاره می کنند. نویسنده فصل هفتم با عنوان "سیاست خارجی ایران نسبت به روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز"، به بررسی سیاست خارجی ایران نسبت به روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز"، به بررسی سیاست خارجی عمل گرایانه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. از دید نویسنده، رفتار خارجی ایران در این منطقه تحت تأثیر تعامل چهار عامل یعنی جنبه های روسیه- محور سیاست خارجی ایران، نقش ژئوپولیتیکی و ژئوالچری اسلام، حضور دائمی آمریکا در شکل¬دهی به سیاست منطقه¬ای ایران و دیدگاه مبتنی بر مرکزیت ایران در شکل¬دهی به سیاست منطقه¬ای ایران و دیدگاه مبتنی بر مرکزیت ایران در شکل¬دهی به تحولات آسیای مرکزی و قفقاز، قرار داشته است. فصل هشتم با عنوان "انقلاب ایران و سیاست ¬بین الملل"، به بررسی سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی از افغانستان گرفته تا تاجیکستان بر اساس اسلام یا ایدئولوژی اسلامی قرار نداشته است. فصل نهم با عنوان "آینه کدر: ایالات متحده و ایران از 1979 تا"1999 به بررسی مناسبات ایران و آمریکا پرداخته و بر این باور است که سیاست خصمانه دو کشور نسبت به هم، در گذشته و همچنین در سیاست داخلی آنها ریشه داشته است. فصل آخر نیز با عنوان "سیاست¬خارجی ایران: تعریف منافع ملی"، به ضرورت ارائه تعریفی از منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران اشاره می¬نماید. از دید نویسنده می¬توان سه مدل منافع¬ملی را با عنوان های منافع اسلامی- ایدئولوژیک (ارائه شده توسط حضرت امام "ره")، منافع اسلامی- عمل گرا (ارائه شده توسط هاشمی رفسنجانی) و منافع اسلامی- دموکراتیک (ارائه شده توسط خاتمی) از یکدیگر تمییز داد. * کتاب تغییر و تداوم در خاورمیانه مجموعه¬ای از مقالات است که توسط "ام. ای. احراری" 1996 گردآوری شده است. این مقالات عمدتاً در مورد چشم انداز آتی منازعات در منطقه خاورمیانه بحث می کنند. احراری بر این باور است که منازعات منطقه را می¬توان به سه بخش تقسیم کرد. منازعات بخش اول عبارت از منازعاتی است که به نظر می¬رسد ادامه خواهند یافت و در برابر ارائه راه حل مقاومت می نمایند یا اینکه بدلیل واقع¬گرایی سیاسی حل نشده¬اند. منازعه اعراب و اسرائیل و مسأله کردها در این مقوله قرار داده شده است. منازعات بخش دوم منازعاتی هستند که ریشه¬های عمیق¬تری دارند و حل آنها در حال حاضر متصور نیست و حتی ممکن است هیچ وقت حل نشوند. نقش ایران در خلیج فارس و دیگر مناطق خاورمیانه، نقش اسلام در محیط پسا جنگ سرد، و دموکراسی در مقابل اسلام، منازعاتی هستند که در این بخش قرار داده شده¬اند. منازعات بخش سوم عبارت از منازعاتی هستند که به نسبت جدید بوده و ثبات منطقه را تهدید نموده¬اند. آینده امنیت خلیج فارس و مسابقه تسلیحاتی در این بخش قرار گرفته اند. هر چند نقش ایران در کلیه فصول در نظر گرفته شده، اما تنها یک فصل کتاب مستقیماً به جمهوری اسلامی ایران می¬پردازد. "احراری"، "استارکی" و "انتصار"در مقاله¬ای با عنوان "ایران، خلیج فارس، و نظم پسا جنگ سرد" به نقش ایران پرداخته¬اند. پرسش مهم این فصل این است که آیا ایران به شکل کامل به نظام¬بین¬الملل باز خواهد گشت یا این که همچنان کشوری است که تهدید عمده برای اصول محوری این نظام محسوب می¬گردد؟ نویسندگان بر این باورند که پاسخ مشخصی برای این پرسش وجود ندارد، اما می توان گفت ایران بر سر دو راهی قرار دارد. * کتاب آیندة محیط امنیتی در خاورمیانه که توسط "نورابنساحل" /"دانیل بایمن" و دیگران نوشته شده است و توسط "علی گل محمدی"/"ناصر قبازاده" و دیگران ترجمه شده است. شامل چهار فصل، فصل اول در مورد الزامات تغییر رهبری در خاورمیانه، رهبران کشورهای خاورمیانه توسط نهادهای سیاسی داخلی یا افکار عمومی محدود نمی¬شوند. این رهبران قادر به ایجاد تغییر جدی جهت¬گیری سیاست خارجی¬شان، رفتن به جنگ به رغم شرایط نامطلوب نظامی، ایجاد نهادهای داخلی جدید و یا تضعیف نهادهای قدیمی بوده و علاوه بر آن قادر به شکل¬دهی و همچنین واکنش نشان دادن به ساختارهای سیاسی داخلی و شرایط بد بین¬المللی هستند، و به امکان به وجود آمدن تغییر رژیم در خاورمیانه می¬پردازد. سپس تدارک اقداماتی را برای شکل¬دهی به شرایط با هدف جلوگیری از تغییر نامطلوب رژیم پیشنهاد می¬کند. اگر این گونه تغییرات مرتفع نشدند، اقدامات بازدارنده¬ای را به منظور به حداقل رساندن هر نوع خطری پیشنهاد می¬کند. نویسنده بر این باور که جهان با خاورمیانه¬ای به مراتب پیچیده¬تر از گذشته رو به رو خواهد شد و مداخله آمریکا در امور منطقه امری ضروری است. * نورا بنساحل، دانیل بایمن،"آیندة محیط امنیتی در خاورمیانه"، ترجمه علی گل محمدی و دیگران، تهران: انتشارات مطالعات راهبردی، 1386 که شامل هفت مقاله است که جمعی از متخصصان و اندیشمندان علوم سیاسی و ژئوپلیتیک آن را تهیه کرده¬اند. مقاله اول بحثی نظری پیرامون محیط امنیتی است. نویسنده به محیط امنیتی یک نگاه سخت افزارانه و نرم افزارانه دارد. مقاله دوم و سوم به محدودیت¬های ساختار بین¬المللی متأثر از نظام هژمونیک آمریکا و تأثیر آن بر امنیت¬ ملی جمهوری اسلامی ایران توجه دارد. شکل¬بندی محیط امنیتی ایران در عصر هژمونیک گرایی آمریکا را با فرض تعامل سازنده با شاخص های مقاومت سازنده، همکاری سازنده و موازنه پایدار مناسب می¬داند. بر این اساس، اولین گام در حفظ امنیت ملی، شناخت فرصت¬ها و تهدیدهای کم شدت و پردامنه است. پس از این مرحله ایران نیازمند سه راهبرد است؛ تولید قدرت استراتژیک، تهدیدزدایی از رفتار استراتژیک ایران و قاعده سازی و مدیریت بحران. نویسنده در این مقاله در صدد است از منظری راهبردی، رویکرد فعالانه¬تری برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه متأثر از ساختار هژمونیک آمریکا فراهم آورد. مقاله سوم با بررسی رویکرد نرم راهبرد امنیت ملی آمریکا یعنی خاورمیانه بزرگ به فرصت¬ها و تهدیدات این طرح اشاره می-کند، و بیان می¬دارد که جلوگیری از تهدیدات ضرورتاً انجام اقدامات نامتعارف نیست گاهی توجه بایسته به نقاط ضعف ما که توسط دشمن مطرح می¬شود، آسیب پذیری¬ها و تهدیدات را به فرصت¬ها تبدیل می¬نماید. دو مقاله آخر به دو بازیگر غیر¬مستقیمی که بر روی محیط امنیتی ایران تأثیر می گذارند، توجه دارد. ماهیت بازیگر غیرمستقیم به صورتی است که منافع آن در راستای بازیگر مستقیم است، و در شرایط حساس و بحرانی نقش فزاینده دارند. این دو بازیگر کلیدی، یکی فعالیت اسرائیل در مناطق پیرامونی غیرعرب ماست تا از یک سو، فعالیت¬های ایران را بویژه در مسأله هسته¬ای تحت کنترل درآورد و فشار بر ایران را افزایش دهد و بتواند در موقعیت بحرانی بیشترین فرصت را برای خود فراهم آورد. بر این اساس، با توجه به تغییر هویتی ایران و اسرائیل، دو مقاله با این موضوع اختصاص یافته است. بازیگر غیرمستقیم دوم، ناتو است که به شکل سازمان یافته در آسیای مرکزی و قفقاز، افغانستان، عراق، پاکستان و کشورهای جنوبی خلیج فارس بویژه قطر فعالیت می کند. گسترش ناتو به شرق همانند بازیگر غیرمستقیم دیگر می تواند امنیت ایران را تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله به بازسازی و تحول مأموریت¬های ناتو با توجه به تغییر محیط بین¬المللی به ویژه در محیط پیرامونی ایران اشاعه شده است.


دریافت فایل
جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید





مقاله


پاورپوینت


فایل فلش


کارآموزی


گزارش تخصصی


اقدام پژوهی


درس پژوهی


جزوه


خلاصه